SahraTashakkor
تشکر صاحب امتیاز و مدیر مسئول صحرا از تمام همکاران صحرا در سالیان گذشته
پس از لغو مجوز صحرا نوشته ای کوتاه داشتم که بیشتر شبیه بیانیه حسن ختامی بود برای فعالیتهای صحرا. در آن نوشته نتوانستم از کل دوستانی که در بیست و چند سال اخیر با نشریه همکاری کرده اند تشکر کنم. فقط به چند نفری که کارهای سردبیری و اجرایی عمده را بر دوش داشتند اشاره کرده بودم. پس از بنده نیز آخرین سردبیر محترم ما حاج حمید کمی نوشته ای تشکربار از دوستانی که در دوره وی همکاری داشتند کرده بود. به دنبال آن چندی از همکاران قدیمی از بنده تقاضا کردند که به عنوان صاحب امتیاز و مدیر مسئول صحرا، از تمام دوستان همکار در سالیان گذشته یادی بکنم. البته تشکر کردن از تمام آنها کار ساده ای نیست. چون صحرا طرفداران زیادی داشت و خیلیها با ما خالصانه همکاری داشتند و نام همه را نمی توان در یک مقاله گنجاند. در واقع ما در شماره های مختلف نشریه از این دوستان اسم می بردیم و آثارشان در صحرا باقیست که خود بهترین گواه همکاریهای آنها در شماره های مختلف نشریه است. با این وجود در حد ظرفیت این نوشته یادی از دوستان گذشته می کنم. ادامه در...
از مدتها پیش احساس می کردم که باید جایی برای بیان حرفهای خودمانی و دلنوشته های غم سرشته خود داشته باشم. جایی که فقط برای دل خودم باشد و بس و احساس نکنم که از یک سایت عمومی به نفع خود استفاده می کنم. شاید کسانی که کم و بیش با نام حقیر آشنا باشند آن را با نام هفته نامه صحرا سرشته اند و بنده را بیشتر به عنوان یکی از اصحاب مطبوعات می شناسند و یا یک فعال سیاسی-فرهنگی که در میادین مختلف با ایده های مختص خود و همفکرانش گاها اظهار وجود می کند و شکست و پیروزیهایی در پرونده خود نهفته دارد. بله هیچ یک از اینها خلاف واقعیت نیست . اما همیشه در عمق قلب خود احساس کرده ام که بیش از تمام اینها به دنیای زیبای شعر و قصه و خلاقیتهای ادبی تعلق دارم و آن نی ای هستم که مرا از نیستان ببریده اند و از نفیرم شعرها باریده اند.