مطلب تکمیلی در باب نقد و انتقاد و نظرات افراد غیر متخصص
مطلب تکمیلی در باب نقد و انتقاد و نظرات افراد غیر متخصص
دکتر عبدالرحمن دیه جی
چندی پیش مقاله ای در مورد تفاوت نقد و انتقاد نوشته بودم. در واقع نظرات یکی دو تن از دوستان علاقمند به ادبیات، بهانه ای شده بود برای نوشتن آن. گاه موضوعی و یا سخنی بهانه ای می شود برای باز کردن سرفصلی که در ادامه بحث به موضوعات کلی تر می کشد. مقاله فوق نیز از آن دسته بود. قضیه ای باعث شد که نگاه کلی خود را در مورد اشتباهات رایج در جامعه مان در قبال مسئله نقد ابراز نمایم. اما در مقاله دیگر مخاطب فقط یک نفر نبود. برای همین نیز نامی از شخصی واحد نیاوردم ولی گویا دوست عزیز فوق ( که به مقالات سیاسی اش ارج می گذارم و شخصیتشان برای بنده گرامی است و حتی یکی دو مقاله از ایشان را در نشریه صحرا چاپ کرده بودم و به ایشان ارادت دارم اما متاسفانه وی را در حوزه فرهنگ وادبیات و هنر صاحب نظر نمی شناسم) تمام نوشته آن مقاله فوق را مرتبط با خود دانسته اند و در جایی با لحنی هجوم وارانه و عیبجویانه مواردی غیر تخصصی و غیر علمی و غیر منصانه را مطرح کرده اند که آنها را قابل پاسخگویی نمی دانم اما نظری که ایشان در مورد معانی نقد و انتقاد داده اند بهانه ای شده است که مسئله نقد و انتقاد را به شکلی گسترده توضیح بدهم تا شاید برای دوستان دیگر نیز خواندنش خالی از لطف نباشد. ایشان با انتقاد از بنده که در مقاله قبلی گفته بودم « انتقاد کردن نقد کردن نیست» نوشته اند:
خیر، بی تردید چنین نیست. به موجب مفاد فرهنگ های لغت متعدد ، نقد و انتقاد معنایی همسو دارند و در هر دو جدا کردن سره از ناسره ، خوب از بد و بر شمردن درستی ها و نادرستی های یک اثر ادبی و هنری و نظایر ان تعریف شده است ، کلمه انتقاد بر وزن انفعال از مصدر نقد می باشد ، در واقع عمل نقد کردن را انتقاد می گویند، شایسته است فردی با مدعای شاعری به حدااقل های اوزان کلمات متداول آشنا باشد! (ادامه مطلب)
از مدتها پیش احساس می کردم که باید جایی برای بیان حرفهای خودمانی و دلنوشته های غم سرشته خود داشته باشم. جایی که فقط برای دل خودم باشد و بس و احساس نکنم که از یک سایت عمومی به نفع خود استفاده می کنم. شاید کسانی که کم و بیش با نام حقیر آشنا باشند آن را با نام هفته نامه صحرا سرشته اند و بنده را بیشتر به عنوان یکی از اصحاب مطبوعات می شناسند و یا یک فعال سیاسی-فرهنگی که در میادین مختلف با ایده های مختص خود و همفکرانش گاها اظهار وجود می کند و شکست و پیروزیهایی در پرونده خود نهفته دارد. بله هیچ یک از اینها خلاف واقعیت نیست . اما همیشه در عمق قلب خود احساس کرده ام که بیش از تمام اینها به دنیای زیبای شعر و قصه و خلاقیتهای ادبی تعلق دارم و آن نی ای هستم که مرا از نیستان ببریده اند و از نفیرم شعرها باریده اند.